پاسخ به شبهات

نوع رسانه
5:43
ای کاش این سه کار را انجام نداده بودم - حجت الاسلام محمد جعفر طبسی
ای کاش این سه کار را انجام نداده بودم - حجت الاسلام محمد جعفر طبسی
782 بازدید
0
جزئیات
قاسم بن سلام(ابو عُبیده) متوفی 224 قمری از عبدالرحمن بن عوف که از صحابه ی پیامبر اکرم است(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت نقل میکند که روزی بر ابوبکر وارد شدم , در حالی که او درذ مرض الموت بود و در بستر بود , سلام کردم و گفتم الحمد لله که حالت خوب است ,بر دنیا تأسف مَخُر؛ ابوبکر جواب داد من جز بر سه کاری که انجام داده ام بر چیز دیگری هرگز تأسف نمی خورم؛ کارهایی انجام داده ام ای کاش آنها را انجام نداده بودم (در اینجا روایت سانسور خبری میشود و در ادامه میگوید..)ای کاش فلان کار و فلان کار را انجام نمی دادم؛منبع : الأموال ص 193 -جالب اینجاست ابوعبیده میگوید نمی خواهم آن کارها را بیان کنم -به ابو عبیده میگوییم آن کارهای خلیفه ی اول را که کتمان کردی و گفتی از شدت قبح آنها را بیان نمیکنم ,بعد از تو شخصی به نام مُبرّد آمد پرده ها را کنار زد و کارهای ابوبکر ا علنی کرد و گفت چه بوده است. ابن ابی الحدید معتزلی متوفی 655 قمری از مُبرّد نقل میکند :ابوبکر گفت اما آن سه کاری که انجام دادم و دوست داشتم انجام نمیدادم ,ای کاش به خانه ی فاطمه(سلام الله علیها)بی احترامی نمی کردم... - فأمّا الثلاث التی فعلتها و وددت أنّی لم أکن فعلتُها: فوددت أنّی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته و لو أُغلق على حرب، و ودت أنّی یوم سقیفة بنی ساعدة کنت قذفت الأمر فی عنق أحد الرجلین: عمر أو أبی عبیدة فکان أمیراً و کنت وزیراً، و ودت أنّی إذ أُتیت بالفجاءة لم أکن أحرقته و کنت قتلته بالحدید أو أطلقته».[1] ممکن است کسی بگوید ابن ابی الحدید خیلی پیش ما اعتبار ندارد ,جواب میدهیم که مگر این قضیه مختص است به نقل ابن ابی الحدید؟ ابن منظور متوفی 711 صاحب کتاب لغت لسان العرب کتابی دارد به نام مختصر التاریخ الدمشق جلد 13 ص 122 را مراجعه کنید /طبرانی متولد 260 و متوفای 360 در کتاب المعجم الکبیر در ج 1 ص 62 / ابن عبدربه کتابی دارد به نام العِقد الفرید ج 4 ص 93 و دیگران که همه معروف هستند نزد اهل سنت این مطلب را نقل کرده اند. ---------------------------------- 1-شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید:2/45ـ 47; الکامل:1/11. تحقیق الدکتور محمد أحمد الدالی، مؤسسة الرسالة.
نوع رسانه
4:59
وصیت صدیقه طاهره به اسماء بنت عمیس در مورد غسل حضرت از کتب عامه - حجت الاسلام محمد جعفر طبسی
وصیت صدیقه طاهره به اسماء بنت عمیس در مورد غسل حضرت از کتب عامه - حجت الاسلام محمد جعفر طبسی
1,070 بازدید
0
جزئیات
اینکه میگویند اصلا میان همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و اصحاب پیامبر اکرم مسئله و اختلافی نبوده است.. من یک سوال میپرسم,بروید الاستیعاب ابن عبدالبر مالکی ,متوفی قرن پنجم را ببینید تا بدانید آیا مسائلی بوده است یا نبوده... ابن عبد البر نقل میکند:فاطمه ی زهرا سلام الله علیها قبل از شهادتشان رو کردند به اسماء بنت عمیس (رضوان الله علیها که در غسل فاطمه شرکت کرده است)و گفتند هنگامی که من از دنیا رفتم تو و علی علیه السلام در غسل من شرکت میکنید و احدی را هم خبر نمیکنید. -اگر این روایت را کلینی علیه الرحمة نقل میکرد این وهابی ها چه سرو صداهایی راه می انداختند,اما الان چرا این روایت را برای مردم نقل نمیکنید؟تا معلوم شود آن حرفهایی که میزند دروغ است-. ابن عبد البر نقل میکند:وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها از دنیا رفتند عایشه آمد در زد ,اسماء به او گفت امکان ندارد اجازه بدهم در غسل فاطمه سلام الله علیها شرکت کنی. عایشه رفت پیش پدرش و شکایت کرد و گفت:ان هذه الخثعمیة... اشاره به اسما بنت عمیس خثعمی که اجازه نمیدهد من وارد شوم و در غسل و مراسم شرکت کنم. ابوبکر اسماء را احضار کرد ,گفت چرا اجازه نمی دهی همسر پیامبر اکرم در مراسم شرکت کند؟ اسماء گفت - فاطمة هی التی امرتنی - فاطمه سلام الله علیها به من امر کرد که در مراسم غسل فقط من باشم و علی علیه السلام. این متون کی قرار است برای مردم روشن شود؟اگر قرار باشد در ایام فاطمیه این متون محترمانه برای اهل سنت بیان نشود آن وقت فردا از این ترس داریم که وهابیون تکفیری که الان مشغول هستند ,نسلی را تربیت کنند که اینها تمام این قضایا را منکر شوند. جدیدا کلیپ میسازند هر قضیه ای که ریشه در صحیح بخاری دارد میگویند دروغ است,هر قضیه ای که ریشه در صحیح مسلم دارد میگویند دروغ است , هر قضیه ای که ریشه در عمده ترین منابع خودشان دارد میگویند دروغ است(و خیلی ها را حذف میکنند) قبلا عرض کردم این شبه صلح و مصالحه بین امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و اصحاب سقیفه را شعبی نقل کرده است و او کسی نیست که یتواند از ابوبکر نقل کند چون فاصله ی زمانی میان شعبی و ابوبکر بسیار زیاد است و نقل او مرسل هست نه مسند پس اصل قضیه زیر سوال میرود و ردّ میشود.
نوع رسانه
1:20
صاحب اصلی باغ فدک کیست ؟
صاحب اصلی باغ فدک کیست ؟
1,056 بازدید
2
جزئیات
شنیدی میگن فدک ارثیه ی حضرت زهرا سلام الله علیها نبوده؟ ماهم قبول داریم ,فدک مِلکِ حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است. خیلی از علمالی اهل سنت این را گفته اند:ابوبکر بزار , ابو یعلی موصلی , ابن ابی حاتم رازی , ابن مردویه اصفهانی , حاکم نیشابوری ,ابوالقاسم طبرانی. وقتی آیه ی 26 سوره ی اسرا نازل شد خداوند به پیامبرش فرمود : - وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ - پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم فدک را به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشید؛یعنی چند سال قبل از فوت پیامبر اکرم , فدک مِلکِ حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است ؛ برای همین ابن هجر هیتمی در الصواعق المحرقه نوشته است ,ابوبکر فدک را به زور از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفته است. تفتازانی میگوید: عمر بن عبدالعزیز خلیفه ی اموی که همه ی اهل سنت او را به عنوان خلیفه قبول دارند فدک را به فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها برگرداند,چون به آنها تعلق داشت.
نوع رسانه
1:35
چرا حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها شبانه دفن شدند ؟ - حجت الاسلام ابوالقاسمی
چرا حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها شبانه دفن شدند ؟ - حجت الاسلام ابوالقاسمی
1,077 بازدید
2
جزئیات
عده ای مطرح میکنند که حضرت زهرا سلام الله علیها شبانه دفن شدند به علت عفت فراوان ایشان. جواب:در عفت حضرت زهرا سلام الله علیها شکی نیست , اما در علت دفن شبانه ی ایشان وصیت نقل شده است در کتب اهل سنت. و اوصت ان ندفن لیلا لئلا یحضرها- حضرت زهرا سلام الله علیها وصیت کردند شبانه دفن شوند برای اینکه ابوبکر در تشییع جنازه ی ایشان شرکت نکند.این را ابن قتیبه دینوری در مختلف الحدیث نقل کرده است جلد 1 ص 13 . در کتاب بخاری میگوید:- دفنها زوجها علی (علیه السلام)لیلا و لم یؤذن بها ابابکر - حضرت علی علیه السلام ابابکر را خبر نکردند. جالب اینجاست در تشییع جنازه ی حضرت زهرا سلام الله علیها ابوذر و سلمان و مقداد هم بودند,اینها مگر محرم حضرت زهرا سلام الله علیها بودند؟اینها که ادعا میکنند که بی بی وصیت کردند شبانه دفن شوند تا نگاه نامحرم به پیکر مطهر ایشان نیاُفتد ,حضور سلمان و مقداد و ابوذر را چه میگویند؟
نوع رسانه
3:00
چرا امیرالمؤمنین علیه السلام از اول بیعت نکرد ؟ - آقای شریفی
چرا امیرالمؤمنین علیه السلام از اول بیعت نکرد ؟ - آقای شریفی
1,140 بازدید
1
جزئیات
مجری شبکه وهابی:حضرت علی علیه السلام که میدانسته اینها پهلوی همسرش را میشکنند و بچه اش را میکشند و نهایتا او را میبرند و از او بیعت میگیرند ,چرا از اول نرفت و تقیتاً بیعت نکرد و جلوی این همه قتل و درگیری را نگرفت؟ آقای شریفی کارشناس شیعی:خب سوال میپرسیم از شما,خدا که میدانست آخر و عاقبت شیطان چیست و میشود دشمن خدا و اکثر خلائق را گمراه میکند. چرا خداوند او را خلق کرد و از بین اجنه او را آورد بین ملائکه و به او عزت و قدرت داد و او را تکریم کرد؟ طبق مبنای شما به خود خدا هم اشکال وارد است؟نه اینطور نیست طبق مبنا و عقیده ی صحیح این اشکال وارد نیست زیرا باید همگی در این دنیا امتحان شویم. فرق مؤمن و منافق و کسی که هدایت یافته و کسی که گمراه است باید مشخص شود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام بیعت نکرد,صدمات به ایشان وارد شد ,و همسرشان را از دست دادند تا ثابت کنند مظلوم هستند و دیگران حق او را غصب کرده اند. ما از شما سوال داریم چرا حضرت علی علیه السلام بیعت نکردند؟عدم بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبکر در صحیح بخاری به صراحت آمده است جلد 4 حدیث 4240 و 4241 که تصریح میکند از عایشه , به این عنوان:حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر خشمگین شد و از او دوری گزید و با وی سخن نگفت تا آنکه از دنیا رفتند , و شوهرش علی علیه السلام او را در شب دفن کرد و ابوبکر را آگاه نکرد و خود بر وی نماز گزارد؛حضرت علی علیه السلام در زمان حیات حضرت زهرا سلام الله علیها مورد توجه مردم بود و زمانی که ایشان شهید شدند علی علیه السلام توجه مردم را در نیافت ,سپس در پی مصالحه با ابوبکر شد و با وی بیعت کرد,علی علیه السلام در آن ماههایی که حضرت زهرا سلام الله علیها زنده بود بیعت نکرده بود. سوال ما این است که چرا به قول شما شش ماه امیرالمؤمنین علی علیه السلام با ابوبکر بیعت نکرد؟ چرا حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر غضبناک شد؟و حکم غضب و قهر حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر طبق مبانی و روایات صحیح خودتان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند غضب حضرت زهرا غضب من است و غضب من غضب خدا است ,حکم ابوبکر چیست؟
نوع رسانه
1:30
آیا امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبکر بیعت کردند ؟ - حجت الاسلام بندانی
آیا امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبکر بیعت کردند ؟ - حجت الاسلام بندانی
2,759 بازدید
6
جزئیات
یکی از شبهاتی که مطرح کرده اند این است : میگویند امیرالمؤمنین علی علیه السلام با خلیفه ی اول بیعت کرده اند ؛ سنی و شیعه نوشته اند ,ایشان دستهایش بسته بوده است,یک دست را باز کردند برای اینکه بیعت کنند و بازوهای ایشان را گرفته اند , یکنفر روی زانوی حضرت نشسته بود (چرا آسمان به زمین نیامد ,چرا زمین اهلش را فرو نبرد؟) سر مبارکشان برهنه شده بود ,یک مقدار از شانه و کِتف ایشان نیز بیرون از لباس بود چون از یقه ی حضرت گرفته بودند و قتی دستان ایشان بسته بود. حضرت مولا علیه السلام را با آن شرایط گرفته اند و نشانده اند در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و به زور تا 5 نفر نقل شده که آمدند انگشتان دست ایشان را از هم باز کنند برای بیعت ولی دست ایشان باز نشد و به حالت مشت باقی بود. کشیدند حضرت را به زور ببرند جلو ی منبر که ابوبکر روی آن نشسته بود ,نتوانستند حضرت را به جلو ببرند,ابوبکر از منبر پایین امد و دستش را روی مشت بسته ی حضرت علی علیه السلام کشید ,اسم این را بیعت گذاشتند... ------------------ مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۱۴۶. / ابن اثیر، مبارک بن محمد، الشافی، ج۳، ص۲۴۴. / فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی‌، علم الیقین، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۸. / محدث قمی، شیخ عباس، بیت الاحزان، ص۱۱۸. / مسعودی، محمد فاضل، الاسرار الفاطمیّة، ص۱۲۲. / فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی‌، علم الیقین، ص۶۸۶، المقصد الثالث. / مهدی، عبدالزهرا، الهجوم علی بیت فاطمة (سلام‌الله‌علیها)، ص۱۳۶ و ۳۴۳
نوع رسانه
5:09
وقاحت و بی حیایی مولوی های اهل تسنن
وقاحت و بی حیایی مولوی های اهل تسنن
1,422 بازدید
0
جزئیات
هرجا به نفعشان باشد حکومت شناس و امنیت شناس میشوند هرجا به نفعشان نباشد میگویند ظلم شده به ما و... از مولوی سنی سوال میشود در کتابهای خودتان(مصنف ,ابن ابی شیبه)نقل شده که عمر به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها رفت و گفت یا بیرون بیایید یا خانه را با اهلش بر سرتان آتش میزنم (لاُحرقن علیکم البیت) و روایت را صحیح دانسته است. مولوی سنی:این کار به خاطر عدم بیعت بوده است ,وقتی همه بیعت کرده اند نمیشود یک نفر بیعت نکند و نمی گذرند از او,در ادامه میگوید حضرت زهرا و حضرت علی علیهما السلام شورشی و سرکش بودند و میخواستند شورش کنند, و از جهت سیاسی و شرعی همچنین کاری معقول است بخاطر امنیت جامعه,چون همه خلیفه را قبول کرده بودند. شیعی:در حالی که غزالی میگوید :علاوه بر حضرت زهرا و علی علیهما السلام , عباس و فرزندانش و عده ای از سقیفه با خلافت ابوبکر مخالف بودند پس تنها حضرت علی و زهرا سلام الله علیه مخالف نبودند. در واقع مولوی سنی میگوید حمله به خانه ی وحی مورد تایید است و کار خوبی انجام داده اند چون باید با خلیفه بیعت میشده است و جلوگیری از اختلاف و شورش بوده است. شیعی:حدیث صحیح داریم - فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی ‏فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی(1) -و در قرآن آمده است هرکس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آزار بدهد ملعون است. مولوی سنی:چه کسی گفته و در کجای قرآن است؟ شیعی: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا﴾(57 احزاب) این یعنی چه؟آتش برده اند در خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها... مولوی سنی:دعوا بوده است بحث اختلاف برای حکومت بوده است.تو با کس دیگر دعوا کنی از ایمان خارج میشوی؟ شیعی:دعوا تا آنجا که خانه ی دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آتش بزنند؟او را بزنند؟ مولوی سنی :مگر آتش زدن او را از دین خارج میکند؟ شیعی :بله خارج میکند چون روایت است هرکس فاطمه سلام الله علیها را اذیت کند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت کرده و طبق آیه ی قرآن هرکس پیامبر را اذیت کند ملعون است در دنیا و آخرت و مستحق عذاب مُهین است. سنی:مخافت کرده و بیعت نکرده است... شیعی:طبق کدام آیه ی قرآن هرکس که بیعت نکرد باید خانه اش را آتش بزنند؟ سنی:هرکسی بغاوت کند,یعنی سرکشی و شورش کند و تهدیدی محسوب شود باید با او برخورد شود,این آتش زدن خانه تعزیر حکومتی بوده است و حکومت حق هر نوع برخوردی را دارد حتی حکم محاربه... شیعی:اگر اینگونه است گرگیج با عث اختلاف و اغتشاش شد ,حکومت حق داشت هر نوع برخوردی بکند چرا از او طرفداری کردید؟چرا از اغتشاش گران طرفداری میکنید؟؟ شیعی:یعنی حضرت زهرا و حضرت علی علیه السلام در حکم محارب بودند و ابوبکر حق داشته آنها را بکشد؟ سنی :آن در اختیار حکومت است چون امنیت جامعه بهم خورده است آنها حق داشته اند... باید پاسخ داد: ﴿قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلَّا الْمَودَّةَ فِى الْقُربى‏﴾ بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودّت و محبّت مرا در حقّ خویشاوندان منظور دارید(سوره شوری آیه 23) -------------------------------- 1-طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 1، ص 294، مؤسسه آل البیت( علیه السلام )، قم، چاپ اول، 1417ق؛ شیخ طوسى، تلخیص الشافی، با مقدمه و تحقیق: بحر العلوم‏، حسین، ج 3، ص 122، انتشارات المحبین، قم، چاپ اول، 1382ش؛ میلانى، سید على، الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص 67، الشریف الرضی، قم، چاپ اول، 1413ق.
نوع رسانه
5:00
شان نزول سوره کوثر - جواب زیبای دخترخانم شیعی به کارشناس وهابی
شان نزول سوره کوثر - جواب زیبای دخترخانم شیعی به کارشناس وهابی
1,123 بازدید
0
جزئیات
کارشناس وهابی (خدمتی)میگوید :کوثر یعنی خیر کثیر,گفته شده است که حضرت زهرا سلام الله علیه است و لی این درست نیست ,یا خیر کثیر است یا آن حوض کوثری که خداوند اختصاص داده به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که از آن حوض به اُمتش شربتی یا آبی بنوشاند که هرگز تشنه نشوند. مجری:آقای خدمتی کمی دقت و مطالعه کن جاهای دیگر حرفهای دیگری زدی و الان بدون علمیت حرف دیگری میزنی. خانم فاطمه سادات :یکی از ویژگی های وهابیت این است که فضائل اهل بیت علیهم السلام را انکار میکنند ,این کارشناس منکر نزول سوره ی کوثر در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها میباشد. در حالی که بنابر نظر بسیاری از مفسرین شیعه و سنی این سوره در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده است ,مثلا فخر رازی که از مفسرین معروف اهل سنت است ,در تفسیر خود بعد از آوردن نظرات گوناگون گفته است:معنی کوثر این است که خداوند به پیامبر صلوات الله علیه و آله المعصومین نسلی میدهد که در طول زمان باقی میماند. در ادامه میگوید:ببینید چقدر از اهل بیت و سادات کشته شدند ولی دنیا پُر از نسل پیامبر اکرم است ,ولی از نسل بنی امیه یک نفر هم باقی نمانده است ,و در ادامه نگاه کنید چقدر از بزرگان و علمای دین مانند امام باقر و امام صادق و امام کاظم و امام رضا علیهم السلام و نَفسِ زکیه و دیگران هستند. منبع:تفسیر کبیر فخر رازی, ج 32 , ص 124. همه میدانند نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طریق حضرت زهرا سلام الله علیها ادامه پیدا کرده است و برای پیامبر خدا فرزند دیگری باقی نمانده است که نسلشان با آن ادامه پیدا کند. اما از آنجا که دروغگو کم حافظه است این شخص وهابی در جای دیگر اعتراف کرده است که سوره ی کوثر در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده است. خدمتی در جای دیگر گفته است:وقتی امام زمان متولد میشود در نزد اهل سنت (عقیده ی اهل سنت),ذُریّه ی حضرت زهرا باقی هستند و ذریه ی ایشان منهدم نمیشود ,مگر آیه ی سوره ی کوثر را نخوانده اید - إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (کوثر 3) - اگر قرار باشد ذُرّیه ی حضرت زهرا و نسل پیامبر خدا علیهما السلام قطع شود , این آیه نمی آمد بلکه دشمن رسول اکرم منقطع النسل است ,خود رسول خدا تا روز قیامت نسلشان ادامه دارد و اینهمه سید در دنیا هست... خانم فاطمه سادات: وهابیون از آنجایی که عناد و کینه دارند نسبت به اهل بیت علیهم السلام نمی توانند فضائل ایشان را ببینند و آنها را انکار میکنند..
نوع رسانه
9:56
کارشناس وهابی برای پیامبر صلی الله علیه و آله تکلیف تعیین می کند - استاد حسینی قزوینی
کارشناس وهابی برای پیامبر صلی الله علیه و آله تکلیف تعیین می کند - استاد حسینی قزوینی
1,515 بازدید
1
جزئیات
کارشناسان و مجری وهابی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تکلیف تعیین میکنند:اگر منظور در حدیث غدیر جانشینی بود, باید پیامبراکرم می فرمودند اینکه خدایا دشمن بدار کسی را که اطاعتش را نمیکند(اطاعت حضرت علی علیه السلام)/عقیل هاشمی :باید رسول خدا تعابیری به کار میبرد که هیچگونه شک و شبهه ای در آن نباشد و دو پهلو نباشد,مثلا میگفت حضرت علی علیه السلام خلیفة من بعدی. چرا رسول خدا نفرمودند:من کنت خلیفتهُ فهذا علیٌ خلیفتی؟ کارشناس دیگر:چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با عبارت صحیح نگفت علی علیه السلام جانشین و خلیفه ی من است ,چرا عبارتی میگوید که همه معنی در بر دارد جز جانشینی؟ کارشناسی دیگر:مگر پیامبر اکرم طبق آیه ی بلّغ ما اُنزل الیک نمیتوانستد بگوید ایها الناس خداوند علی علیه السلام را به عنوان امام اعلام کرده است و امروز به شما اعلام میکنم که علی علیه السلام خلیفتی و خلیفة الله من بعدی.../کارشناس دیگر:رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمد ابلاغ کند آیه را,چطور ابلاغ کرد؟ با ید میگفت -یا ایها الناس من کنت نبیهُ-کسی که من نبی و پیامبر او هستم-فهذا علیٌ خلیفتی و امامکم من بعدی -اگر این حرف را میزد نه شیعه ای وجود داشت و نه سنی..../کارشناس دیگر:چرا پیامبر به وضوح و روشنی برای امتش بیان نکند؟ با ساده ترین الفاظ مانند خلیفتکم یا ولی امرکم. استاد قزوینی:اینها حتی حرف زدن بلد نیستند,میگوید -من کنت خلیفته علی خلیفته- این چه ادبیاتی است؟هرکس من خلیفه ی او هستم علی هم خلیفه ی اوست؟ادبیات عرب اینگونه است؟ اینها میگویند اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اگر در احادیث سنی و شیعه گفته بودند:علیٌ خلیفتی من بعدی(علیه السلام) , دیگه مسأله تمام بود و اینهمه اختلاف نبود ,واقعا حرف قشنگی است-کلمة حقٍ یُرادُ بها الباطل.واقعا اگر پیامبر اکرم فرموده بودند- علیٌ خلیفتی من بعدی (علیه السلام)-دیگر این اختلافات نبود؟اگر ما ثابت کنیم گه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جمله را فرمودند شما دست از نزاع بر میدارید؟ حدیث خلافت در کتب اهل سنت: 1-تاریخ طبری ج 3 ,ص 319/رسول اکرم بعد از اینکه آیه ی - وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (شعرا 214)- تعدادی از قریش را جمع کرد و در آنجا مطالبی فرمود و تبلیغ اسلام کرد و داستان آن مفصل است-و ناقل این روایت خود حضرت علی علیه السلام است ,یکی از شبهات وهابیون این است که چرا حضرت علی علیه السلام نفرمودند که من خلیفه هستم و امام هستم,این روایت در کتب خودشان جواب آنها را میدهد؛/حضرت میفرمایند :فأخذ برقبتی -رسول اکرم دست به شانه ی من گذاشت و به قوم گفت-إن هذا أخی و و صییّ و خلیفتی فیکم-این شخص(حضرت علی علیه السلام)برادر من وصی من و خلیفه ی من در بین شماست-پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز اولی که رسالتش را علنی کرده است این مطلب را گفته دیگر چه میخواهید؟فأسمعوا له و اطیعوا-امر کرده اند پس دلیل بر وجوب است گفته اند از او حرف شنوی داشته باشید و از او اطاعت کنید-فقام القوم یضحکون-اجداد شما بلند شدند و خندیدند و مسخره کردند و به ابوطالب علیه السلام گفتند-قد امرک أن تسمع لإبنک و تطیع-ابوطاب علیه السلام ببین محمد صلی الله علیه و آله و سلم به تو دستور میدهد که از پسرت حرف شنوی داشته باشی و از او اطاعت کنی... 2-الکامل فی التاریخ ج 1 ,ص 584/پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند-إنّ هذا إخی و وصیی . خلیفتی فیکم فأسمعوا له و أطیعوا... 3-تاریخ دمشق ج42 ,ص 47/ در این کتاب هم نقل شده است: وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (شعرا 214) بعد پیامبر فرمودند:ایّکم یقضی دینی و یکون خلیفتی و و صییّ من بعدی.... 4-مستدرک علی الصحیحین ج 3 ,ص 133/همین حدیث را نقل میکند و در ادامه میگوید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند به حضرت علی علیه السلام -انت خلیفتی...و أنت ولیّ کل مؤمن بعدی و مؤمنة-میگفتند پیامبر نفرموده ولی امر این هم جواب,میگوید این حدیث صحیح است و در پاورقی میگوید ذهبی هم در تلخیص گفته صحیح است, اهل سنت میگویند اگر حاکم نیشابوری و ذهبی یک روایت را تصحیح کردند به منزله ی ورود روایت در صحیح مسلم و بخاری است. 5-السنة ج 2 ,ص 565(در بعضی از چاپها 551)/ البانی در تحقیق کتاب السنة ابن ابی العاصم میگوید... و أنت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی و میگوید سند ان حسن است. 6-سلسلة احادیث الصحیحه ج5 ,ص 263 / همین عبارت را از حاکم نقل میکند -أنت ولیّ کل مؤمن من بعدی و خلیفتی-و میگوید-صحیح الإسناد و وافقه الذهبی و هو کما قالا -همانطور که حاکم و ذهبی گفته اند روایت صحیح است. 7-مجمع الزوائد ج9 , ص 98/ از خود حضرت علی علیه السلام نقل میکند :أنّ النبی قال :خَلَفتُکَ أن تکون خلیفتی...-و در ادامه میفرماید- اما ترضِی أن تکون بمنزلة هارون من موسی الا انَّه لا نبیّ بعدی-پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به حضرت علی علیه السلام ,موقعیت تو نسبت به من مانند حضرت هارون به موسی است(علیهما السلام)که حضرت موسی گفته بود -یا هارون اُخلفنی فی قومی-از این واضح تر خلافت میخواهید؟ 8-فضائل الصحابه ج2 , ص 684/ احمد بن حمبل در قسمتی از همین حدیث می آورد:-لا ینبغی أن اَذهب الاّ و انت خلیفتی.... احمد محمود صبحی که شیعه نیست و استاد فلسفه در دانشگاه ادبیات اسکندریه مصر است در -کتاب نظریة الإمامة -گفته است انت خلیفتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند -لا شکَ أنَّ هذه العبارة تجعل من الحدیث نصاً جلیاً فی امامة علیِ-این حدیث انت خلیفتی نص جلی و آشکار در خلافت حضرت علی علیه السلام است-یحسُمُ کلَ اختلافٍ - تمام اختلافات شیعه و سنی را نابود میکند و جایی برای اختلاف نمیگذارد. این حدیث هر توجیهی که شما بکنید را برطرف میکند و جواب میدهد و جایی برای اختلاف نیست/دنبال چه میگردید؟اینها را اگر ندیدید دلیل بر جهل شماست-که یک آدم جاهل نباید بیاید به نمایندگی از مذهب,بگوید چرا پیغمبر خدا چنین نفرمود؟
نوع رسانه
11:22
دروغ احمد الکاتب وهابی در مورد روایات اثنی عشر خلیفه در کتب اهل سنت و جواب حجت الاسلام یزدانی(همراه با عکس منابع)
دروغ احمد الکاتب وهابی در مورد روایات اثنی عشر خلیفه در کتب اهل سنت و جواب حجت الاسلام یزدانی(همراه با عکس منابع)
1,053 بازدید
1
جزئیات
عقیل هاشمی :حدیثی در صحیح مسلم هست که میگوید :لايَزالُ الاِسلامُ عَزيزاً اِلى اِثْنى عَشَرَ خَليفَةً...این حدیث را چگونه جواب میدهید. احمد الکاتب:این حدیث جعلی است و اهل حدیث حتی معنای آن را نمی دانند و راوی آن یک نفر است و خبر آحاد است و عقیده درست نمیکند,بلکه دارد بیان میکند بعد از خلیفه ی دوازدهم ,هرج و مرج میشود و وضعیت مسلمانان بهم ریخته میشود و نمیخواهد بیان کند که ائمه فقط دوازده هستند. مجری:آقای احمد الکاتب که ادعا میکنی قبلا شیعه بودی و به خاطر بیسوادی ترد شدی,وارد مذهب دیگری که شدی چندتا از اصول آنها را یاد بگیر,اینکه میگویی این حدیث در صحیح مسلم جعلی است معانی زیادی دارد(آنها صحیح مسلم را مانند قرآن میدانند),اول یاد بگیر بعد ادعا کن. حجت الاسلام یزدانی:هاشمی میخواست مچ گیری کند که حدیث در صحیح مسلم آمده و شما چطور ادعا میکنید که فرقه ی دوازده امامی را شیخ مفید ابداع کرده است؟که او گفت این حدیث جعلی است. در صحیح مسلم چاپ دار الحدیث قاهره جلد سوم کتاب العماره حدیث شماره پنج این باب صفحه ی 1452 ,حدیث 1821 و چند حدیث بعد از آن به همین حدیث اشاره دارد با الفاظ مختلف.بعد میگوید روایت جعلی است,اول یک تحقیقی بکن بعد حرف بزن. من چند فتوا میخوانم در باره ی کسانی که احادیث صحیحین را انکار کند. فتاوای لجنه ی دائمی افتاء عربستان سعودی:چاپ دار العاصمه ی عربستان سعودی ,جلد دو موجبات الکفر صفحه ی 36 سوال سوم از فتوای 6280 سوال کرده است که بعضی ها هستند احادیث صحیحین را انکار میکنند ,میگوید اهل علم با آنها بحث میکنند روایتاً و درایتاً اگر قبول کردند صحت شان را برای آنها ثابت میکنند ,اگر بعد از آن به انکار یا تحریف خود اسرار ورزیدند -فهم فسقة -آنها فاسق هستند. آقای احمد الکاتب شما گفتید روایت صحیح مسلم جعلی است در حالی که حدود هفت روایت حداقل هست,اگر اصرار داشته باشی که فاسق هستی ,و در ادامه ی فتوا گفته اند که پشت سر همچنین آدمی نباید نماز خواند و از او دوری کرد -و الأحوط عدم الصلاة خلفهم لأن بعض اهل العلم کفرهم-بعضی از علما تکفیر کرده اند کسی که احادیث صحیحین را انکار کند,عبدالعزیز بن باز و چند نفر از علمای سعودی این فتوا را امضاء کرده اند. فتوای بعدی هم از لجنه ی دائمی افتاء عربستان سعودی,جلد پنجم ,اصول فقه صفحه ی 13 (این آقا گفت حدیث واحد است و در اعتقادات حجت نیست)در این صفحه از کتاب میگوید -اذا ثبت حدیث الآحاد عن الرسول صلی الله علیه و آله و سلم کان حجة فیما دل علیه اعتقاداً و عملاً باجماع اهل السنة-خبر واحدی که ثابت شده است از رسول خدا باشد حجت اعتقادی و عملی است به اجماع اهل سنت,این حدیث هم هفت مورد در مسلم و یک مورد در بخاری آمده است پس قطعی الصدور است از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم,(اگر سنی شدی این فتوای آنان است)-و من انکر الإحتجاج بأحادیث الآحاد بعد اقامة الحجة علیه فهو کافرٌ-انکار کردی حجیة حدیث آحاد قطعی الصدور را پس کافر هستی. یک روایت و یک طریق هم نیست بلکه از عبدالله بن مسعود هم نقل شده است. مسند احمد حمبل جلد چهار ,تحقیق احمد محمد شاکر چاپ 1416 قاهره دار الحدیث حدیث 3781 که محقق میگوید سند آن صحیح است. از عبدالله بن مسعود سوال شد که آیا شما از پیامبر اکرم سوال کردید,کم یملک هذه الاُمة من خلیفة؟چند خلیفه حکومت میکند؟عبدالله بن مسعود گفت تا قبل از اینکه من وارد عراق شوم کسی چنین سوالی از من نکرده است و گفت من از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم که پیامبر اکرم فرمودند دوازده خلیفه بر این امت حق خلافت شرعی دارند- کعدة نقباء بنی اسرائیل-مانند نقباء بنی اسرائیل. جامعة المصطفی یک دانشگاه بین المللی است به مذهب کاری ندارد ,هر کس از هرجای دنیا بیاید میتواند در آن درس بخواند چه در قم و چه در شهرهای دیگر که نمایندگی دارند,شیعه و سنی درس میخوانند ,طلبه های زیادی از اهل سنت در جامعة المصطفی درس میخوانند. این چه شیعه ای بوده که نمیداند شیخ مفید قرن چند به دنیا آمده ,شیخ کلینی در چه سالی زندگی میکرده و بصائر الدرجات چه کتابی هست,بعد رفتی سنی شدی و نمیدانی نظر آنها در باره ی احادیث صحیح بخاری و مسلم چیست و نظر آنها در باره ی خبر واحد چیست؟ برای دیدن عکسها در اندازه ی اصلی روی آن کلیک کنید
نوع رسانه
2:15
حدیث خلفای دوازده گانه در صحیح مسلم - استاد طبسی(همراه عکس منبع)
حدیث خلفای دوازده گانه در صحیح مسلم - استاد طبسی(همراه عکس منبع)
1,132 بازدید
0
جزئیات
در صحیح مسلم حدیث را از جابر بن ثمره نقل میکند :قال سمعت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) یقولُ: لا یزالُ أمرُ النّاسِ ماضِیا ما وَلِیهُمُ اثنا عَشَرَ رَجُلاً. ثُمَّ تَکلَّمَ النَّبِی(ص) بِکلِمَةٍ خَفِیت عَلَی، فَسَأَلتُ أبی: ماذا قالَ رَسولُ اللّهِ(ص)؟ فَقالَ: کلُّهُم مِن قُرَیشٍ. جابر بن سمره: از پیامبر(ص) شنیدم که مى فرمود: امور مردم مادامى که دوازده مرد بر ایشان ولایت داشته باشند جریان مى یابد. سپس پیامبر(ص) کلمه اى گفت که بر من پنهان ماند. از پدرم پرسیدم پیامبر(ص) چه فرمود: پدرم گفت: فرمود: همه آنها از قریش اند. با این جمله نباید کسی طمع به خلافت میکرد,یا خلیفه دوم بگوید اگر سالم بن ابی حذیفه زنده بود او را خلیفه قرار میدادم و ابن عبد البر میگوید از این جمله مشخص میشود که تعین خلافت با نظر شخص بوده است ,ما میگوییم پس رسول خدا هم یک شخص بوده اصلا خدا تعیین نکرده است پس چرا زیر بار نرفتید؟
نوع رسانه
2:30
اهل تسنن لطفا پاسخ بدهند - طبق روایت صحیح اهل تسنن بر اثنی عشر خلیفه ، اسامی آنها را بیان کنید  - استاد رستم نژاد
اهل تسنن لطفا پاسخ بدهند - طبق روایت صحیح اهل تسنن بر اثنی عشر خلیفه ، اسامی آنها را بیان کنید - استاد رستم نژاد
858 بازدید
0
جزئیات
حدیث -خلفائی اثنی عشر -را که به طور مکرر صحیح مسلم و بخاری نقل کرده اند یک بار برای ما مصادیقش را بیاورید. ما میگوییم همان حدیث مصادیقش از امیرامؤمنین علی علیه السلام شروع میشود و به حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف و علیه السلام ختم میشود-هر جور با خلفای خود حساب کنند یا کم میشود یا زیاد و جور در نمی آید. لذا بعضی ها تصریح کرده اند ما برای این حدیث معنای محصلی نمی فهمییم. حدیث نقل میکنند در مسلم و سیوطی و غیره - لاَ یزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِیزاً إلی اثنا عَشَرَ خَلِیفَةً -یعنی با وجود دوازده خلیفه عزت اسلام ادامه دارد , عزت اسلام متوقف بر این دوازده خلیفه است,اگر اینها آمدند عزت می ماند. معلوم است این اتفاق نیافتاده و الا لا یزالی که پیامبر خبر داده اند چه شد؟ در انتهای حدیث میگوید -کُلُهُم مِن قُرَیش - شما دوازده امام از قریش پیدا کنید ما قبوول میکنیم,و اتفاق میکنیم ذیل همین روایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
نوع رسانه
19:19
اثبات ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام از کتب اهل سنت (بخش اول شبکه وهابی کلمه) - حجت الاسلام ابوالقاسمی
اثبات ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام از کتب اهل سنت (بخش اول شبکه وهابی کلمه) - حجت الاسلام ابوالقاسمی
1,177 بازدید
1
جزئیات
عبدالله حیدری میگوید:ابوطالب علیه السلام کافر از دنیا رفته است ولی مورد شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار میگیرد و این جزء جاهایی هست که قرآن با سنت تخصیص میخورد. پیامبر گرامی با اینکه آن همه تلاش کردند موفق نشدند و خداوند فرمود : إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ (قصص 56) بنابر این ابوطالب علیه السلام بدون ایمان از دنیا رفت,ولی ابوطالب علیه السلام برای پیامبر صلوات الله علیه و آله زحمت زیاد کشید و به همین دلیل است طبق حدیث صحیح بخاری در قیامت خفیفترین عذاب برای ایشان است.کارشناس ادعا میکند پدر معاویه مسلمان از دنیا رفته است. مجری :علاوه بر ادعاهایی که کرده اند این سوال مطرح میشود که شما شفاعت را قبول ندارید و میگویید پارتی بازی است اما در اینجا میگویید حضرت ابوطالب علیه السلام که به قول شما-نعوذ بالله-کافر از دنیا رفته اند مورد شفاعت قرار میگیرند؟ استاد ابوالقاسمی:خب در اینجا که به نفعشان است, میگویند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شفاعت میکند و ابوطالب علیه السلام کمترین عذاب را درک میکند,ولی جایی که به نفعشان نباشد میگویند اصلا شفاعت نداریم و شرک است. مگر در آیه ی قرآن نمی خوانید : فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ (48 مدثر) شفاعت شفاعت کنندگان اصلا سودی به کفار نخواهد رساند,شما این آیه که اطلاق دارد را میگویید مقیّد کرده ایم در حالی که خداوند میفرماید این آیه تقیید نمی خورد, و ابن تیمیه میگوید به کفار و منافقین شفاعتی نمی رسد و به طور مستقیم پیامبر اکرم نهی شده اند از شفاعت عمو و پدرشان (حضرت ابو طالب و عبدالله علیهما السلام) این مطلب در سه کتاب ابن تیمیه آمده است,التوسل و الوسیلة ص 6 - کتاب توحید الاُلوهیة ج 1 ص 144 - مجموع الفتاوا ج 1 ص 144.آقای حیدری این توجیه شما پس درست نیست. نکته ی دیگر:آیا حضرت ابوطالب علیه السلام که مقامش از بقیه ی کفار بالاتر می آید و عذابش تخفیف دارد اگر به خاطر اعمالش این شایستگی را دارد پس شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه فایده ای دارد؟یا اینکه ایشان شایستگی ندارد و پیامبر شفاعت میکند؟ پس میشود پارتی بازی و طبق نظر خدای شما ابن تیمیه اینکار نشدنی است. علمای اهل سنت کتابهایی دارند: از جمله زینی دحلال مفتی مکه در کتاب اسنی المطالب فی نجاة ابی طالب علیه السلام میگوید ایشان نجاة پیدا کرده اند و مسلمان بوده اند,طبق همین روایتی که اینها نقل میکنند میگوید باید بگوییم ابوطالب مسلمان بوده است که شفاعت شامل حالش میشود ,و میگوید ممکن است حضرت ابوطالب علیه السلام گناهانی داشته اند که بخاطر آن جهنمی شده اند اما مسلمان بوده است که مورد شفاعت قرار میگیرند.حتی طبق روایت بخاری که به آن استدلال میکنید, ابوطالب علیه السلام بهشتی است. اما روایتی در بخاری که به آیه ی قرآن اشاره میکند -إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ -در چند جا آورده است,بخاری نقل میکند لحظات اخر عمر ابوطالب علیه السلام است و ابوجهل و دیگران جمع شده اند و پیامبر صلی الله عیه و آله و سلم هست به او میگویند اسلام بیاور و دیگران به او میگویند :أترغب عن ملة عبد المطلب میخواهی از دین عبدالمطلب روی برگردانی و اسلام بیاوری؟در آخر گفت من اسلام نیاوردم و از دنیا رفت,وقتی از دنیا رفت پیامبر اکرم گفتند من برایش استغفار میکنم,آیه نازل شد که حق استغفار نداری و آیه 56 قصص نازل شد. چند اشکال دارد اول :اینکه این آیه در کجا نازل شده است؟و این مانند این آیه است -ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللّهَ رَمى (انفال 17)-اثبات کند که تو هدایت کردی اما خدا خواسته است. دوم:خود اهل سنت گفته اند هرکس دشمن ابوطالب علیه السلام باشد کافر است چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایشان را دوست داشته اند,از قول سفیان بن عیینة نقل میکنند:من ابغض ابا طالب فهو کافر فقیل لمه قال لأن النبی کان یحبه...با اینکه خداوند میفرماید کافران را دوست نداشته باشید, و هرکس که دشمن کسی است که پیامبر او را دوست دارد کافر است,آقای حیدری شما ابوطالب علیه السلام را دوست داری یا نداری؟اگر بگویی دوست دارم یک جهنمی را دوست داری اگر بگویی دوست نداری کافری. سوم:در کتاب الإصابة فی تمییز الصحابه ج 7 ص 239 راجع به وفات حضرت ابوطالب علیه السلام میگوید : قد ورد ما هو اصح منه یعنی روایتی که صحیح است قطعا و ابو داوود نسائی آورده و ابن خزیمه صحیح دانسته است,که حضرت علی علیه السلام وقتی ابوطالب علیه السلام از دنیا رفت آمد نزد پیامبراکرم خبر داد و گفت -انَّ عمک الضال قد مات-پیامبر فرمود برو دفنش کن و به من خبر نده تا کارها تمام شود,در آن روایت میگویند پیامبر صلوات الله علیه بالای سر ابوطالب علیه السلام بوده است در این روایت میگوید خبر نداشته و حضرت علی علیه السلام راجع به پدرش اینگونه گفته است و جالب است هردو صحیح است,از این دروغها در کتب شما زیاد است. یک سوال:آیا این روایت را قبول ندارید که پیامبر اکرم خطاب به علی بن ابیطالب علیهم السلام فرمود: لا يُحِبُّكَ إلّا مؤمنٌ ، ولا يُبغِضُكَ إلّا منافقٌ-جز مؤمن تو را دوست ندارد و جز منافق دشمن تو نیست,نه تنها اسلام ابوطالب علیه السلام را ثابت میکنیم بلکه ایمان ایشان را ثابت میکنیم,اگر ابوطالب علیه السلام حضرت علی علیه السلام را دوست داشته پس میشود مؤمن نه فقط مسلم,و ابوسفیان آیا حضرت علی علیه السلام را دوست داشت یا دشمن ایشان بود؟از فرزندش معاویه بپرسید... پس میشود منافق و کافر. آقای حیدری قبلا به امام زمان عجل الله فرجه الشریف توهین کردی اگر ادامه دهی مستند کامل کال کراب و ماجراهای مادرت را پخش میکنیم و همینطور نسب خُلَفایتان که ابن کثیر در البدایة و النهایة آورده است را هم میگوییم,روایتی که هیثمی با سند صحیح راجع به نسب عایشه نقل کرده است را میگوییم,آن وقت است که حرف ابن اسیر که میگوید مشهور است بین علما-دشمن حضرت علی علیه السلام-حرامزاده است مشخص میشود
نوع رسانه
8:16
آیا اعتقاد به عالم الغیب بودن رسول الله صلی الله علیه و آله طبق آیات قرآن کفر است - حجت الاسلام توحیدی
آیا اعتقاد به عالم الغیب بودن رسول الله صلی الله علیه و آله طبق آیات قرآن کفر است - حجت الاسلام توحیدی
1,284 بازدید
2
جزئیات
کارشناس وهابی:در آیه ی قرآن داریم عالم الغیب و الشهادة فقط الله عالم غیب است و هرکسی که معتقد باشد بعد از الله کسی عالم غیب است ,او کافر شده است. استاد توحیدی:هیچ جا و هیچگاه تعبیری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام نقل نشده است که بگویند- انا عالم الغیب - چون معنای آن این است که من کل غیب و همه چیز را میدانم. کسی که حرفی میزند باید کامل بگوید که کسی به اشتباه نیافتد, مگر اینکه مغرض باشد و عمدا این کار را بکند. شما که آیه قرآن میخوانی چرا آیات را گزینشی مطرح میکنی؟اگر به قرآن اعتقاد داری و میخواهی بگویی قرآن در بحث علم غیب چه گفته است چرا یک جانبه مطرح میکنی و تمام ایات را نمی اوری و نمیگویی؟ همان قرآنی که میگوید خداوند عالم الغیب است ,همان قرآن که میگوید ای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بگو من اگر غیب میدانستم خیر بیشتری کسب میکردم ,همان قرآنی که میگوید: إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ (یونس 20) غیب مخصوص خداست./چرا این آیه را نخواندی؟ - عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا (26 جن)-خدا عالم غیب است و آگاه نمی کند بر غیبش احدی را الا...چرا الا را بیان نمیکنید؟ إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (27 جن) مگر هرکسی را خدا راضی باشد ,مثلا رسولی را خدا را ضی باشد که او را آگاه بر وی بکند -پس اینجا یک استثنا خورد-موقعی که خداوند متعال صلاح دانست پیامبری را بر غیب آگاه کند ,وقتی خدا به او گفت او آگاه به غیب میشود یا خیر؟ و وقتی آن پیامبر خبر را به دیگری گفت آن دیگری آگاه به اخبار غیب میشود یا خیر؟ در اینجا ابتدا پیامبر اکرم را استثنا کرد و لی بر اساس خود آیات قرآن غیر از پیامبر هم آگاه میشود چون در خود قرآن خداوند متعال یکسری اخبار غیبی را بیان کرده است.اول جبرئیل آیات را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)خواند و ایشان مطلع شدند.آیا بعد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این آیات را برای مردم خواندند آنان از این اخبار غیبی مطلع شدند یا نه؟ مثلا جبرئیل به پیامبر اکرم گفت لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا (27 فتح)قطعا شما داخل در مسجدالحرام میشود با احساس امنیت و آرامش و اعمال حج را بجا می آورید تا آخر یعنی سر تراشیدن بدون اینکه هیچ خوفی داشته باشید... این آیه را جبرئیل برای پیامبر خواند و این خبر از آینده و غیب است, خداوند این خبر غیبی را گفت و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر آن آگاه شدند ,وقتی پیامبر اکرم این ایه را برای عموم مسلمانان خواندند آیا آنان آگاه به این خبر غیبی شدند یا نشدند؟ همچنین اگر کسی گفت پیامبر یا ائمه اطهار از غیب خبر دارند مقصود همین است ,یعنی آن اخبار غیبی که توسط خداوند متعال به آنها گفته شده است را خبر دارند ,کسی نمیگوید پیامبر یا امام از خودش غیب میداند,کسی نمیگوید پیامبر و ائمه سلام الله علیهم اجمعین همه ی اخبار غیب عالم را میداند ,چه مقدار میدانند؟هر قدر خدا بدهد. اما خدایی که بخیل نیست و بیشترین اخبار غیب را به کسانی میدهد که از همه شایسته تر هستند,از پیامبر و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین چه کسی شایسته تر است؟ پیامبر اسلام وقتی از غیب با خبر میشد یک سری اخبار را در جمع عموم مسلمانان بیان میفرمایند مثل اینکه در جمع عموم فرمودند عمار در اینده کشته میشود و آن گروهی که او را به قتل برسانند گروه باطل و ستمگری هستند ,آیه ی قرآن هم نیست به خود عمار خطاب کردند یا عمار تقتلک فئة الباغیه(1)...خب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را در جمع عموم مسلمانان فرمودند و همه خبر دار شدند و در جنگ صفین جناب عمار در لشگر حضرت علی علیه السلام بود و توسط لشگر معاویه به شهادت رسیدند. اینها را نمیگویند که قضیه روشن شود که اگر آیه میفرماید غیب مخصوص خداست یعنی آنکه از خود غیب میداند فقط خداوند است ,هیچ پیامبر و امام و جن ملکی از خودش غیب نمی داند ,اصلا سنخ علم غیب خداوند با آنچه راجع به مخلوقات خداوند بیان کرده است کاملا متفاوت است ,خداوند هرچه دارد از خود اوست اما دیگران تعلم من ذی علمِ است یعنی یاد گرفتن از صاحب علم ,خداوند که دارای تمام علوم است به هر مقدار که صلاح بداند به هر پیامبر و یا غیر پیامبری با واسطه میدهد و هیچ منافاتی ندارد و آن حصر یک چیز دیگر است. شایسته تر از پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله المعصومین چه کسی است؟بعد ایشان فرمودند هر علمی که خداوند به من داده است من به علی علیه السلام دادم- انا مدینة العلم و علی بابها (2)- و از آن حضرت به سوی ائمه ی اطهار منتقل شده است این علمها و اخبار ولی همه ی اینها از سوی خداوند متعال است. --------------------------------------------- 1-ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف، چاپ ششم، ۱۴۰۹، ج ۶، ص ۲۱۴ ابن حجر عسقلاني، الاصابه في تمييز الصحابه، بيروت، دارالكتب العربي، ج 2، ص 506 2-المستدرک علی الصحیحین: ج ۳ ص ۱۳۸ ح ۴۶۳۹، المناقب لابن المغازلی: ص ۸۰ ح ۱۲۰ کلاهما عن جابر بن عبد اللّه و ص ۸۱ ح ۱۲۱، المعجم الکبیر: ج ۱۱ ص ۵۵ ح ۱۱۰۶۱، تاریخ بغداد: ج ۴ ص ۳۴۸ ح ۲۱۸۶ و ج ۱۱ ص ۴۹، تاریخ دمشق: ج ۴۲ ص ۳۷۹ ح ۸۹۷۷ و ص ۳۸۱ ح ۸۹۸۱، اُسد الغابه: ج ۴ ص ۹۵ ح ۳۷۸۹، المناقب للخوارزمی: ص ۸۳ ح ۶۹
نوع رسانه
3:52
عثمان خلیفه سوم اهل تسنن ، قرآن را به آتش کشید - حجت الاسلام یزدانی (همراه عکس منبع)
عثمان خلیفه سوم اهل تسنن ، قرآن را به آتش کشید - حجت الاسلام یزدانی (همراه عکس منبع)
1,612 بازدید
0
جزئیات
خلیفه ی سوم قرآنی که صحابه با دست خط خود نوشته بودند و دست خط ابوبکر در آن بود همه را جمع کرد و آتش زد. روایت در کتاب صحیح بخاری چاپ دار ابن کثیر دمشق و بیروت در کتاب فضائل القرآن روایت 4987 صفحه ی 1257 باب 66 - روایت مفصلی از حذیفة بن یمان نقل میکند. نقل میکند وقتی به فتح ارمنستان و آذربایجان میرود میبیند مردم در خواندن قرآن با هم اختلاف کرده اند ,حذیفه به عثمان پیشنهاد داد که امت را دریاب ,قبل از اینکه مانند یهود و نصاری در کتابشان دچار اختلاف شوند شما این اختلاف را بردار. عثمان شخصی را پیش حفصه دختر عمر بن خطاب فرستاد و مصحف و نسخه ی قرآن او را گرفت و طبق نسخه ی حفصه قرآنی را استنساخ کرد و فرستاد به شهرهای مختلف و همه ی قرآن های دیگری که در دست صحابه و مردم بود را جمع کرد و همه را آتش زد. وأمرَ بما سواه من القرآن فی کل صحیفة او مصحفٍ أن یُحرقَ... دستور داد هر قرآنی غیر از نسخه ی قرآن حفصه باشد را آتش بزنند چه یک ورق باشد و چه بصورت کتاب باشد. این خیلی عجیب هست.مثلا مصحف عایشه با حفصه فرق داشته است؟با اینکه هردو همسر پیامبر بودند. مصحف علی بن ابیطالب علیهما السلام یا دیگران یا مصحف ابوبکر با مصحف حفصه فرق داشته است؟ صدها نفر از صحابه حافظ قرآن بودند و مصحف داشتند و اگر مصحف آنها با حفصه فرق داشته باشد این یعنی تحریف قرآن و این را نمی پذیریم,جدا از آن چرا اصلا مصحف حفصه را باید انتخاب کند؟
نوع رسانه
3:07
سؤالی بی پاسخ از اهل تسنن ، شما اهل سنت چه کسی هستید؟ - حجت الاسلام یزدانی
سؤالی بی پاسخ از اهل تسنن ، شما اهل سنت چه کسی هستید؟ - حجت الاسلام یزدانی
1,350 بازدید
4
جزئیات
یک روایت بسیار جالب در کتاب صحیح بخاری هست چاپ دار الکتاب العربی بیروت/کتاب الأحکام باب 51 حدیث 7218 از عبدالله بن عمر هست که میگوید قیل لعمر الا تستخلف؟کسی به عمر گفت نمی خواهی برای خودت جانین انتخاب کنی؟گفت اگر بخواهم انتخاب کنم کسی که بهتر از من است یعنی ابوبکر انتخاب کرده.(عکس منبع در پایین صفحه) اگر انتخاب نکنم -و إن اَترک فقد تَرک من هو خیرٌ منی رسول الله- اگر ترک کنم و برای خودم جانشین انتخاب نکنم خب کسی که بهتر از من که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است ترک کرده و میتوانم به او اقتدا کنم. چند نکته میود از این روایت استفاده کرد/نکته ی اول:خلیفه ی دوم برای سنت ابوبکر همان اندازه ارزش قائل است که برای سنت پیامبر اکرم ارزش قائل است, یعنی از نظر خلیفه ی دوم به یک اندازه و موازی هم ,سنت ابوبکر به اندازه ی سنت پیغمبر خاتم مشروعیت بخش است. این چه دلی برایش وجود دارد؟بخصوص اینکه این سنت مخالف صریح سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است, پیامبر انتخاب نکرده اند ولی خلیفه ی دوم انتخاب کرده است. یعنی از نظر خلیفه ی دوم سنت ابوبکر حتی اگر مخالف سنت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله باشد بازهم مشروعیت بخش است. نکته ی دوم : ابوبکر بر خلاف سنت پیامبر اکرم برای خودش جانشین انتخاب کرده است مگر قرآن کریم صریح و واضح نفرموده - لقد کان فی رسول الله اُسوة حسنة(احزاب 21) -چرا ابوبکر پیامبر اکرم را اُسوه ی خود قرار نداده؟چرا بر خلاف سنت پیامبر عمل کرده است؟ مگر شما اهل سنت نیستیید؟آیا اهل سنت پیامبراکرم صلوات الله علیه و آله هستید یا اهل سنت بقیه هستید؟اگر اهل سنت پیامبر اکرم هستید باید به سنت ایشان عمل میکردید,مگر اینکه بگوید ما سنتمان سنت پیغمبر خاتم نیست. نکته ی سوم : اگر ابوبکر حق انتخاب داشت چرا پیامبر اکرم حق انتخاب نداشتند؟میگویید 1400 سال پیش ابداع گر دموکراسی بوده اید , خب این دموکراسی و انتخاب خلیفه توسط امت را ابوبکر قبول نداشت؟ چرا بر خلاف دموکراسی و حکومت مردم بر مردم ,ابوبکر یک شخصی که خودتان میگویید عصبانی و بد اخلاق بوده انتخاب کرد و بر گرده ی مردم سوار کرد؟ چرا برای مردم حق انتخاب قائل نبود؟ اهل سنت تا قیامت جوابی برای این سوالات و تناقضها پیدا نخواهند کرد(مگر جعل و توجیه و دروغ)
نوع رسانه
9:48
حدیث قرطاس در بخاری - استاد حسینی قزوینی(همراه عکس منابع)
حدیث قرطاس در بخاری - استاد حسینی قزوینی(همراه عکس منابع)
1,320 بازدید
4
جزئیات
در صحیح بخاری از ابن عباس نقل میکند که :(لما حٌضِرَ رسول الله و فی البیت رجالٌ)در خانه ی نبی مکرم صلوات الله علیه و آله و سلم رجالی بودند, در اینجا نمی خواهد بگوید مردان بودن چون در احادیث دیگر داریم که زنها در پشت پرده بودند,مراد از رجال یعنی شخصیتهای برجسته و روشن است,شخصیت بزرگی مانند پیغمبر خاتم که میخواهند از دنیا بروند معمولا این طور است که شخصیتهای برجسته و صحابه ی بزرگ برای عیادت می آیند. در میان آن رجال عمر بن خطاب بود و پیامبر فرمودند قلم و کاغذی بیاورید که من برای شما چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. (عکس صفحات کتب در پایین مطلب,برای دیدن عکس در سایز اصلی روی آن راست کلیک کنید و پنجره ی جدید باز کنید) در اینجا عمر میگوید:إن النبی قد غَلَبَ علیه الوَجَع و عندکم القرآن...حدود سی یا چهل نفر در آنجا هستند عمر این توهین را میکند. البته آنجایی که بخاری و مسلم میخواهند به صحابه نسبت دهند میگویند :قالوا إنهُ لَیَهجُر _ صحابه گفتند پیامبر هذیان میگوید(صلی الله علیه و آله و سلم) آنجایی که میخواهند به خلیفه ی دوم نسبت دهند کلمه ی هَجَرَ را نمی گویند. البته معنای هر دو یک چیز است و هیچ فرقی ندارد قد غَلَبَ علیه الوَجَع یعنی بیماری بر او غلبه کرده و حرفی که میزند بی حساب است و قابل توجه نیست,یعنی وقتی بیماری و تب شدت پیدا میکند انسان حرفهایی میزند بی اختیار ,همان هذیان است و هیچ فرقی با لَیَهجُر ندارد چون آن هم میشود هذیان گفتن. و جالب این است که مردم بجای اینکه سخن پیامبر صلوات الله علیه و آله را طبعیت کنند سخن عمر را گوش دادند.با اینکه طبق نقل ابن حجر و دیگران پیامبر اکرم معصوم هستند فی صحته و مرضه- چه پیامبر مریض باشد و چه در صحت باشند معصوم هستند/وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ*إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ(3و 4 نجم)از روی هوا و هوس سخن نمی گوید-گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست/یعنی در تمام حالات پیامبر اکرم,چه در خوشی و چه در غضب چه در شوخی چه در جدی چه در بیماری چه در صحت فرقی نمیکند و آیه کاملا مطلق است. فاختلف اهل البیت فاختصموا منهم -بعد از حرف عمر اهل خانه به اختلاف افتاده و به مخاصمه با یکدیگر پرداختند. نبی مکرم در بستر بیماری هستند و آنها با یکدیگر مخاصمه کردند در حالی که قرآن میگوید: - لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ(2 حجرات)کسی حق ندارد بالای صدای پیامبر صدایش را بلند کند-حتی در بالای مرقد مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را نوشته اند اگر کسی با صدای بلند زیارت نامه هم بخواند شرطه ها به او اعتراض میکنند. با هم درگیر شدند عده ای حرف عمر را زدند و عده ای گفتند نه پیامبر اکرم قلم و کاغذ میخواهند تا چیزی بنویسند که ما برای همیشه گمراه نشویم. فلما اکثروا الغو و الإختلاف عند النبی- اختلافات و سخنان لغو در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به اوج رسید.آقایان توجیه میکنند که خلیفه ی دوم این حرف را زده بخاطر شفقت بر پیامبر اکرم که اگر کاغذ و قلم بیاورند ایشان به زحمت می افتد, آیا آن زحمتش بیشتر بود یا این اختلاف و مخاصمه و دادو بیداد کردن بالای سر پیامبر که بیمار بودند؟ پیامبری که -وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ(قلم 4)-هست به اینها میگوید:قوموا عنی- از پیش من دور شوید از خانه ی من بروید بیرون,تا آیندگان قضاوت نکنند که بله این اختلاف مورد نظر پیامبر بوده است و آن خصومت و دادو بیداد مسئله ای نیست,پیامبر طلب کاغذ و قلم کرد و گفتند ایشان هذیان میگوید و پیامبر قانع شدند-نه میگوید قوموا...تا آیندگان متوجه شوند این کار آنها موجب آزار و ناراحتی پیامبر اکرم شد. در خیلی از روایات اهل سنت میگوید:رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم غمگین شدند ,آیا این موجب ایذاء پیامبر هست یا نه؟با آیه 57 سوره ی احزاب چه میکنید؟إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا... هدف پیامبر اکرم از درخواست کاغذ و قلم چه بود؟بدرالدین عینی ,ابن حجر عسقلانی ,سفیان بن عُیَینَه,احمد امین مصری معلوم نیست از کجا آورده اند که میگویند:اراد ان ینص علی اسامی الخلفاء بعده /پیامبر اکرم میخواستند اسامی خلفا را معین کنند. چون پیامبر میدانند که بعد از او بزرگترین اختلاف بحث خلافت است,شهرستانی در الملل و المحن میگوید:ما سل سیف فی الإسلام علی قاعدة دینیة مثل ما سل علی الإمامة فی کل زمان/در تاریخ برای هیچ امری مانند خلافت و امامت شمشیر کشیده نشده است. تعبیر نبی مکرم اسلام که فرمودند و ان تستخلفوا(تؤمروا) عليا-و ما اراكم فاعلين-تجدوه هاديا مهديا يحملكم من (على) المحجة البيضاء (1)اگر علی علیه السلام را خلیفه قرار دهید-گرچه میدانم نمیکنید-هم هدایت شده است و هم شما را به راه راست هدایت میکند. ------------------------------------------ 1-حلية الأولياء، ج 1، ص 64، ترجمة على بن ابى طالب؛ اسنى المطالب، ص 74؛ مناقب الأسد الغالب، ص 33؛ كنز العمال، ج 11، ص 630، حديث 33072،1-مسند امام احمد، ج 1، ص 109، حديث 861، عن على؛ كنز العمال، ج 11، ص 630، حديث 33071؛ صواعق المحرقة، ص 46، الفصل الخامس، ذكر شبه الشيعة، الشبهة الحادية عشرة؛ مناقب الأسد الغالب، ص 33.
نوع رسانه
4:51
سؤال هایی که اهل تسنن جوابی برای آن ندارند - حجت الاسلام قزوینی
سؤال هایی که اهل تسنن جوابی برای آن ندارند - حجت الاسلام قزوینی
2,128 بازدید
2
جزئیات
به خاطر چاپ های متعدد امکان دارد صفحات فرق داشته باشد.عکس صفحات کتب داخل متن آمده است لطفا تا آخر مطالعه بفرمایید. سوال 1- پیامبر اکرم می فرمایند: جنگ با علی جنگ با من است(علیهما السلام) (انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم)مسند احمد جلد 2 صفحه ی 442 /صحیح ابن حبان جلد 15 صفحه ی 434 /حاکم نیشابوری در مستدرک میگوید این حدیث حسن است. نظر اهل سنت نسبت به جنگ افروزان جمل و صفین چیست؟آیا این دو جنگ را همان جنگ با رسول خدا میدانید؟تکلیف طلحه و زبیر و عایشه و معاویه چیست؟ اگر میگویید اینها اجتهاد کرده اند و در اجتهاد خود خطا نموده اند ,اجتهاد باید در مرتبه ی اول متکی به کتاب و سنت باشد,اینها از کدام آیه و حدیث نبوی این اجتهاد را کرده اند؟ اگر میگویید اینها سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که جنگ با علی علیه السلام را جنگ با خود میداند انکار کرده و فتوای دیگری برای مشروعیت جنگ با علی علیه السلام داشتند ,پس در اینصورت شما اینها را مشرّع میدانید و قائل به نقص اسلام هستید یا منکر خاتمیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم هستید. سوال 2- پیامبر مکرّم می فرمایند من عادی لی ولیا فقد اذنته بالحرب.(هرکس ولیِ از اولیاء من را دشمن بدارد من با او اعلام جنگ میکنم)صحیح بخاری جلد 7 صفحه ی 190 حدیث 6502. آیا شما علی علیه السلام را ولیِ خدا میدانید یا خیر؟اگر ولیِ خدا بدانید پس در اینصورت جنگ او او جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است,پس تکلیف آتش افروزان جمل و صفین را روشن کنید. و یا انکار سنت پیامبر خدا نموده و با توجیهات ضد عقل و شرع, بر عملکرد اتش افروزان جمل و صفین سرپوش نهاده و در زیر پوشش اجتهاد پاداشی هم برای آنها منظور میکنید پس پاسختان برای قیامت چیست؟ سوال 3- فرق جنگ جمل و مخالفان علی علیه السلام و جنگ ردّه و مخالفان ابوبکر چیست؟در یکی با قیچی اجتهاد پاداش می برند و دیگری با لبه ی شمشیر سر بریده و به ناموسشان به نام دین تجاوز میشود؟مثل قضیه ی تجاوز خالد بن ولید به همسر مالک بن نویره... با اینکه مخالفان خلیفه ی اول از دین مرتد نشده بودند و بر طبق گفته ی ابوبکر معتقد به رسالت نبوی بودند نماز و زکات را قبول داشتند ولی از پرداخت زکات به ابوبکر خود داری میکردند.حرف ابوبکر در صحیح بخاری :و الله لاقاتلن مَن فرّق بین الصلاة و زکات,والله لو مَنَعونی عناقاً کانوا یُؤَدونهاالی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لقاتلتُهم علی منعها(میجنگم با کسانی که بین نماز و زکات فرق میگذارند-یعنی خدا را قبول دارند ,نماز میخوانند و زکات میدهند ولی بین نماز و زکات فرق میگذارند,اگر چنان چه به اندازه ی یک افسار شتر یا پالان شتر که به پیغمبراکرم می دادند-معلوم است پیغمبر را هم قبول داشتند -اگر آن اندازه به من ندهند با آنها میجنگم.صحیح بخاری جلد 2 صفحه ی 109 حدیث 1400. ابن کثیر دمشقی می گوید:یقِّرون بالصلاة , و یمتنعون عن اداء الزکات و منهم من امتنعوا عن دفعها الی صدیق ابی بکر(آنهایی که مخالف ابی بکر بودند اقرار به نماز داشتند زکات را هم قبول داشتند ولی میگفتند به ابوبکر زکات نمی دهیم.البدایة و النهایة جلد 6 صفحه ی 304.پس بنابر این مخالفین ابی بکر هم خدا را قبول داشتند هم پیغمبر و نماز و زکات را قبول داشتند اما چون به ابوبکر زکات ندادند هزاران نفر به دست خالد و دیگران کشته شدند.
نوع رسانه
10:56
آیا نقل روایت قهر کردن حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها با ابوبکر توهین به حضرت زهراست ؟ - حجت الاسلام یزدانی
آیا نقل روایت قهر کردن حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها با ابوبکر توهین به حضرت زهراست ؟ - حجت الاسلام یزدانی
1,482 بازدید
2
جزئیات
کارشناس وهابی:اینکه میگویند حضرت زهرا حقش را میخواسته دروغ است چون ایشان نمیدانستند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ارث باقی نمیگذارند و ایشان نمیتوانند ارث ببرند,و این داستانها را شیعه درست کرده که حضرت زهرا آمد در مسجد شلوغ کرد و حقش را خواست و تا آخر عمر با ابوبکر سخن نگفت و میگویند در مسلم و بخاری آمده است, و از این جریان غافل هستند که قهر کردن با یک شخص مسلمان شرعا حرام است و حضرت زهرا سلام الله علیها فقه و علم را از پیامبر یاد نگرفته بود؟که حرام است بر شما که با هریک از برادران دینی خود بیش از سه روز روی گردان باشید,این جعل تاریخ است. حجت الاسلام یزدانی:اولا این مطلب که حضرت زهرا سلام الله علیها ارث خود را از ابوبکر طلب کردند در صحیح ترین کتابهای سنی و شیعه آمده است. در صحیح بخاری حد اقل سه روایت آمده که حضرت زهرا سلام الله علیها ارث خود را از ابوبکر طلب کردند و وقتی ابوبکر نداد و روایات جعلی و دروغ از زبان پیامبر نقل کرد ,حضرت زهرا سلام الله علیها خشمگین شد و تا آخر عمر خویش با ابوبکر حرف نزد و با او قهر بود. کتاب صحیح بخاری جلد سه صفحه ی 1126 حدیث 2926 روایتی که از عایشه نقل شده است(أن فاطمة علیها السلام ابنة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سألت ابابکر صدیق بعد وفاة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ان یقسم لها میراثها...فهجرت ابا بکر)میگوید حضرت زهرا سلام الله علیها میراث خود را از ابوبکر طلب کرد ,ابوبکر گفت رسول خدا فرمودند ما انبیاء هرچه میگذاریم صدقه است ,حضرت زهرا سلام الله علیها از این قضیه خشمگین شدند(نقل بخاری)(ناراحت شدند)وبا ابوبکر قهر کردند و تا زنده بودند با او قهر بودند. اگر این روایتی که ابوبکر خوانده بود صحیح بود ,حضرت زهرا سلام الله علیها نباید خشمگین میشدند,ولی حضرت زهرا سلام الله علیها میدانند که ابوبکر راستگو نیست در این قضیه و روایتی که میخواند و به پیامبر خدا نسبت میدهد واقعیت ندارد. روایت دیگر هم در بخاری هست به نقل از عایشه در جای دیگر نقل شده و مضمون دیگر که باز اشاره دارد که حضرت زهرا سلام الله علیها به خاطر حرف دروغ ابابکرو غصب فدک با او قهر کردند و با او سخن نگفتند تا از دنیا رفتند. پس این قضیه در کتابهای خودتان با سند های مختلف نقل شده است که حضرت زهرا سلام الله علیها ارث خودشان را از ابوبکر طلب کردند و با او قهر کردند ,اگر خیانت در گزارش تاریخ شده است این خیانت را بخاری کرده است,و اکثر علمای شیعه و سنی که به اتفاق نقل کرده اند پس همه خیانت کرده اند؟ از طرفی روایات دیگر که قهر کردن با برادر مؤمن جایز نیست,در صحیح ترین کتابهای شیعه و سنی آمده است. و لا یحل لمسلمٍ عن یهجر اخاه فوق ثلاثة ایامٍ ,108 مصدر از مصار اهل سنت این را نقل کرده است که من جمله صحیح بخاری جلد 5 صفحه ی 2253 باب ما ینهی عن تحاسد و تدابر و قوله تعالی (ومن شر حاسد اذا حسد)روایت 5718 که انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند که ایشان دستوراتی دادند و سپس فرمودند حلال نیست برای مسلمان که با برادر خودش بیش از سه روز قهر کند. در صحیح مسلم هم همین روایت آمده است جلد 4 صفحه ی 1984 از عبدالله بن عمر نقل شده. پس این دو روایت قطعی است پس اهل سنت دو راه بیشتر ندارند یا باید قبول کنند که نعوذ بالله صدیقه ی طاهره زهرای اطهر سلام الله علیها که با ابوبکر تا آخر عمر قهر کرده اند ایشان دیگر مؤمن نبوده اند,راه دوم اینکه باید بگویند حضرت زهرا سلام الله علیها ابوبکر را برادر ایمانی خود نمی دانسته است و حتی مسلمان بودن او را قبول نداشته است. نمی توانند قبول کنند که نعوذ بالله حضرت زهرا سلام الله علیها بدون ایمان از دنیا رفته اند,چون طبق روایات صحیح در کتب سنی و شیعه ایشان سیدة النساء هذه الاُمة هستند در روایت دیگر آمده فاطمة سیدة النساء اهل الجنة ,یعنی برترین زنی که وارد بهشت میشود حضرت زرها است چگونه ممکن است همچنین زنی دستور پیغمبر خاتم را فراموش کرده باشد و با برادر دینی خودش بیش از سه روز قهر کند؟ اینجاست که اهمیت کار صدیقه شهیده سلام الله علیها روشن میشود فاطمه زهرا علیه السلام با درخواست حق خود و قهر با ابوبکر,عدم مشروعیت خلافت ابوبکر را به اثبات میرسانند,و اصلا بحث فدک نبوده است و هدفشان اثبات عدم مشروعیت خلافت بوده,حضرت زهرا سلام الله علیها با قهرشان مشخص کردند ابوبکر را به عنوان برادر دینی قبول ندارند و طبق وصیت خودشان,ابوبکر لیاقت و اجازه ی شرکت در تشییع جنازه ی ایشان را ندارد. عكس: عمدة القاري شرح صحيح البخاري جلد 15
جزئیات
58,260 بازدید

مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

loading...
اخبار مؤسسه
فروشگاه
درباره مؤسسه
کلام جاودان - اهل بیت علیهم السلام
آرشیو صوت - ادعیه و زیارات عقائد - تشیع

@sibtayn_fa





مطالب ارسالی به واتس اپ
loading...
منتخب
آخرین
مولودی
سخنرانی
تصویر

روزشمارتاریخ اسلام

1 شعبان

هلاكت معتز عباسی در روز دوم شعبان سال 255 هـ .ق معتز بالله یكی دیگر از خلفای بنی...


ادامه ...

3 شعبان

١ ـ ولادت با سعادت سالار شهیدان حضرت امام حسین (علیه السلام)٢ ـ ورود امام حسین (علیه...


ادامه ...

4 شعبان

ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام روز چهارم شعبان سال 26 هـ .ق علمدار كربلا، ‌سقای نینوا، قمر...


ادامه ...

5 شعبان

ولادت با سعادت حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام روز پنجم شعبان سال 38 هـ...


ادامه ...

11 شعبان

میلاد مسعود حضرت علی اكبر (علیه السلام) روز یازدهم شعبان سال 33 هـ .ق. میلاد مسعود حضرت علی...


ادامه ...

15 شعبان

١ ـ ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت بقیةالله الاعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)٢ ـ وفات...


ادامه ...

18 شعبان

وفات حسین بن روح نوبختی سومین نایب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هیجدهم شعبان...


ادامه ...

19 شعبان

وقوع غزوه بنی المصطلق در نوزدهم شعبان سال ششم هـ .ق غزوه بنی المصطلق اتفاق افتاد.بنی مصطلق تیره‌ای...


ادامه ...

25 شعبان

١ ـ مرگ یزید بن عبدالملك بن مروان٢ ـ قتل ابو مسلم خراسانی به دستور منصور دوانقی 1ـ...


ادامه ...

27 شعبان

شهادت سعید بن جبیر كوفی در بیسـت و هفتم شعبان سال 95 هـ .ق سـعید بن جبـیر كوفی،...


ادامه ...
0123456789

انتشارات مؤسسه جهانی سبطين عليهما السلام
  1. دستاوردهای مؤسسه
  2. سخنرانی
  3. مداحی
  4. کلیپ های تولیدی مؤسسه

سلام ، برای ارسال سؤال خود و یا صحبت با کارشناس سایت بر روی نام کارشناس کلیک و یا برای ارسال ایمیل به نشانی زیر کلیک کنید[email protected]

تماس با ما
Close and go back to page